واقعنمایی تصورات یکی از مسائل بنیادین معرفتشناسی است. منشأ این مسئله آن است که تصورات، صدق و کذبپذیر بهشمار نمیآیند. از سوی دیگر، عدم احراز واقعنمایی تصورات، اعتبار معرفت حاصل از تصدیقات را نیز با چالش روبهرو میسازد. دشواری حل این مسئله سبب شده است که برخی فیلسوفان به شکاکیت در قلمرو تصورات گرایش یابند و برخی دیگر، بداهت همه تصورات را بپذیرند. این مقاله با تأکید بر آرای ابنسینا، بهویژه آثار دوره متأخر وی، نشان میدهد که در چارچوب منطق سینوی میتوان تبیینی منسجم از واقعنمایی تصورات ارائه کرد. براساس این تبیین، تعریف در قلمرو تصورات، همان جایگاهی را دارد که قیاس در قلمرو تصدیقات داراست و کارکرد «حد»، همانند «برهان لِمّ»، کشف و تبیین ذات اشیا و مفاهیم است. برایناساس، تعریف نهتنها یکی از ارکان اساسی منطق سینوی بهشمار میرود، بلکه مهمترین راهکار برای پاسخ به شکاکیت در حوزه تصورات نیز محسوب میشود. ارتقای جایگاه تعریف در منطق متأخر ابنسینا نیز به منظور تبیین واقعنمایی تصورات است.