دانشجوی دکترای فلسفه اسلامی جامعة المصطفی العالمیة
چکیده
دو نظریه «تذکّر» و «تجرید» که هریک به ترتیب به افلاطون و ارسطو منسوب است، در این مقاله بحث شده و سپس مراتب ادراک از دیدگاه مشهور بررسی شده تا در مقایسه با آن زمینۀ فهم دیدگاه صدرا بهتر فراهم شود. طبق دیدگاه مشهور آدمی از چهار مرحله ادراک برخوردار است که از ادراک حسی آغاز و با تجرید و انتزاع بیشتر صور محسوس بهوسیلۀ قوای مختلف نفس، مراتب ادراک به ترتیب پدید میآید تا میرسد به نزع تام و تجرید کامل صور محسوس بهوسیله عقل و دریافت طبیعت خالص که بالاترین ادراک (ادراک عقلی) حاصل میگردد. ولی طبق دیدگاه صدرا پیش از هر چیز ادراک وهمی از صحنه خارج میگردد و وهم همان عقل تنزّل کرده و ادراک وهمی، ادراک عقلی منسوب به امور جزئی و مشخص است. دیگر مراحل ادراک نیز نه بر اساس میزان تجرید صور محسوس از عوارض بیگانه باذات شیء، بلکه ناشی از نحوه وجود درک کننده؛ یعنی نفس انسانی است. اگر نفس انسان پابست عالم حس باشد، ادراک او ناگزیر در همین محدوده و منحصر به امور حسی خواهد بود. اگر نفس انسان ساکن کوی خیال باشد، ادراک او نیز خیالی است و اگر نفس بتواند مقیم عالم عقل گردد، میتواند از ادراک عقلی برخوردار گردد. از نگاه صدرا ادراک و معرفت آدمی نحوۀ وجود او است که میتواند با صیرورت نفس بهسوی کمال، تکامل یابد نه بهحسب تجرید که هرچه میزان تجرید مدرَک بیشتر، انسان بتواند به ادراک والاتر دست یابد.